به نام تنها نوازنده گیتار عشق
IN THE NAME OF GOD
A:accept you as you are.
B:
C:
D:
E:
F:
G:
H:
I:
J:
فقط با تو مي ماند.
L:
M:
N:
O:
P:
Q:
R:
S:
T:
U:
V:
W:
X:
Y:
Z:
Thanks you for begin
such a good friends
پی نوشت:کامران جان یه خورده ناراحت شدم با سمیه درد و دل کردی. ببخشید دست خودم نیست.شدم مثل محدثه
بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و با تمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد
صداش
به شكل حزن پريشان واقعيت بود.
و پلك هاش
مسير سبز عناصر را
به ما نشان داد.
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند.
به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد.
و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود.
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد.
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد.
هميشه رشته ي صحبت را
به چفت آب گره مي زد.
براي ما،يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم.
و مثل لهجه ي يك سطل آب تازه شديم.
و با رها ديديم
كه با چقدر سبد
براي چيدن يك خوشه بشارت رفت.
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله ي نورها دراز كشيد
هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ درها
براي خوردن يك سيب
چقدر تنها مانديم